loading...

زندگی در جریان است

Marriage-ritual

بازدید : 101
يکشنبه 30 خرداد 1400 زمان : 1:38

كتاب: آيين همسرداری

نويسنده: آيت الله ابراهيم امينی

ناشر: انتشارات اسلامى

تاريخ نشر: تابستان 1378

پيشگفتار

بسم الله الرحمن الرحيم

هر پسر و دختري كه به سن رشد و بلوغ مي‏رسند بزرگترين‏ آرزويشان اينست كه ازدواج كنند،با تاسيس زندگي مشترك زناشويي،استقلال و آزادي بيشتري بدست آورند،يار و مونس مهربان و محرم رازي ‏داشته باشند.آغاز زندگي سعادتمندانه خويش را از زمان ازدواج حساب‏ مي‏كنند و برايش جشن مي‏گيرند. زن براي مرد آفريده شده و مرد براي زن، و مانند مغناطيسي يكديگر را جذب مي‏كنند .زناشويي و تاسيس زندگي ‏مشترك خانوادگي يك خواسته طبيعي است كه غرائزش در وجود انسانها نهاده شده است.و اين خود يكي ازنعمتهاي بزرگ الهي است.راستي به‏غير از كانون گرم خانوادگي كجا را سراغ داريد كه براي جوانان پناهگاه‏ مطمئني باشد؟علاقه به خانواده است كه جوانان را از افكار پراكنده و اضطرابهاي دروني نجات مي‏دهد.در آنجاست كه مي‏توانند يار و مونس‏با وفا و مهرباني پيداكنند كه در شدائد و گرفتاريها يار و غمگسارشان ‏باشد.پيمان مقدس زناشويي رشته‏اي است آسماني كه دلها را بهم پيوند مي‏زند،دلهاي پريشان را آرامش مي‏دهد افكار پراكنده را به يك هدف متوجه مي‏سازد.خانه،جايگاه عشق و محبت،كانون انس و مودت و بهترين آسايشگاه است.

خداوند بزرگ در قرآن مجيد از اين نعمت‏بزرگ ياد كرده‏مي‏فرمايد:

يكي از آيات خدا اينست كه از خود شما برايتان همسران آفريد تابا آنها انس بگيريد و آرامش خاطر پيدا كنيد،و در ميانتان دوستي ومهرباني افكند.و در اين موضوع براي انديشمندان آيات و نشانه‏هايي‏است. (1)

پيغمبر اسلام فرمود: مردي كه زن نداشته باشد مسكين و بيچاره ‏است،گر چه ثروتمند باشد.و زني كه شوهر نداشته باشد مسكين و بيچاره‏است گر چه ثروتمند باشد. (2)

حضرت صادق عليه السلام از مردي پرسيد:همسر داري؟عرض‏كرد:نه.فرمود:

دوست ندارم يك شب بي‏همسر بمانم گر چه مالك تمام دنيا باشم. (3)

رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود:بنائي در اسلام پايه گذاري‏نشده كه نزد خدا محبوبتر وعزيزتر از ازدواج باشد. (4)

آري خداي مهربان يك چنين نعمت گرانبهايي را به بشر عطا كرده‏است ليكن افسوس و صدافسوس كه از اين نعمت‏بزرگ قدرداني نمي‏كند و چه بسا،بواسطه ناداني و خودخواهي،همين كانون مهر و مودت‏را به صورت يك زندان تاريك بلكه جهنم سوزاني تبديل مي‏سازد.در اثرجهالت و ناداني بشر است كه محيط نوراني و با صفاي خانواده به صورت‏زندان دردناك يتبديل مي‏شود كه اعضاء خانواده ناچارند تا آخر عمر در آن‏زندان تاريك بسر برند يا پيمانمقدس زناشويي را متلاشي سازند.

آري اگر زن و شوهر به وظيفه خويش آشنا باشند و عمل كنندمحيط خانه مانند بهشت‏برينبا صفا و نوراني مي‏گردد.و اگر اختلاف وكشمكشهاي خانوادگي به ميان آمد محيط خانه بهصورت يك زندان‏حقيقي تبديل خواهد شد.

اختلافات خانوادگي علل و عوامل مختلفي دارد.از قبيل عوامل ‏اقتصادي،تربيت‏خانوادگي زنيا شوهر،محيط زندگي،دخالتهاي بيجاي‏پدر و مادر زن و شوهر يا ساير بستگان آنها.و دههاچيز ديگر.

ليكن به عقيده نگارنده،مهمترين عامل ناسازگاري و اختلافات‏داخلي،آشنا نبودن زن و شوهربه وظائف زناشويي و عدم آمادگي براي‏زندگي مشترك خانوادگي است،براي تصدي هر مقامو انجام هر كاري،تخصص و آمادگي يك شرط اساسي محسوب مي‏شود.و كسي كه‏اطلاعاتكافي و آمادگي قبلي نداشته باشد نمي‏تواند كاري را بخوبي‏انجام دهد.بهمين جهت،برايتصدي هر مقامي كلاسهاي كارآموزي‏تاسيس مي‏شود.

براي ازدواج و تاسيس زندگي مشترك خانوادگي نيز تخصص وآمادگي و اطلاعات كافي لازماست.پسر بايد از طرز تفكر همسرش وخواسته‏هاي دروني او و مشكلات زناشوئي و راه علاجآنها و آداب معاشرت اطلاعات كافي داشته باشد.بايد توجه داشته باشد كه زن گرفتن‏بهمعناي جنس خريدن يا كلفت گرفتن نيست،بلكه به معناي پيمان وفا وصداقت و محبت وهمكاري و شركت در زندگي مشترك خانوادگي است.

زن نيز بايد به طرز تفكر شوهرش و خواسته‏هاي دروني او توجه‏داشته باشد و بداند كه شوهركردن به معناي نوكر گرفتن و تامين بدون قيدو شرط خواسته‏ها و آرزوهاي دروني نيست.بلكه پيمان همكاري وتشريك مساعي است.و براي رسيدن به اين هدف مقدس،گذشتوفداكاري و همكاري و تفاهم لازم است.

با اينكه سرنوشت پسر و دختر با ازدواج روشن مي‏شود واطلاعات لازم و آمادگي اخلاقيبرايش ضروري است متاسفانه اجتماع مانسبت‏به اين موضوع حياتي غفلت دارد.

نسبت‏به جهاز و مهر و زيبائي و شخصيت پدر و مادر كاملا عنايت‏دارند.ليكن آمادگي برايزنداري و شوهرداري و تاسيس زندگي مشترك‏خانوادگي را اصلا شرط نمي‏دانند.

دختر را به خانه بخت مي‏فرستند با اينكه شوهرداري و كدبانوگري‏را نياموخته است.پسر رازن مي‏دهند با اينكه از زنداري و سرپرستي‏خانواده اطلاع ندارد.

دو نوجوان بي‏اطلاع و كم تجربه وارد زندگي نوين مي‏شوند.بدين‏جهت صدها مشكل بوجودمي‏آيد.اختلافات و ناسازگاريها و قهر ودعواها شروع مي‏شود.دخالت پدر و مادرها هم چون ازروي عقل و تدبيرنيست،نه تنها مشكلي را حل نمي‏كند بلكه اختلافات را عميق‏تر وريشه‏دارترمي‏سازد.دوران اول ازدواج يك دوران پر آشوب و بحراني است.بسياري از زندگيها در هميندوران بواسطه طلاق متلاشي مي‏گردد.

بعضي از آنها هم با حفظ ازدواج،تا آخر عمر به كشمكش و زورآزمايي‏ادامه مي‏دهند و عذابدر اين زندان اختياري را بر طلاق مقدم مي‏دارند.

بعضي از خانواده‏ها هم پس از مدتي،كوتاه يا دراز،با اخلاق و رفتاريكديگر آشنا مي‏شوند وآسايش و آرامش نسبي پيدا مي‏كنند.

اي كاش براي پسران و دختراني كه در صدد ازدواج بودندكلاسهايي به عنوان‏«آموزشازدواج‏»تاسيس مي‏شد و بعد از اينكه يك‏دوره راهنمايي مي‏ديدند و براي زندگي مشتركخانوادگي آماده مي‏شدند وبرگ صلاحيت‏برايشان صادر مي‏شد اقدام به ازدواج مي‏كردند.(به اميدآنروز انشاء اله) .

نگارنده چون بدين نياز اجتماعي توجه داشته و ضرورت آن رااحساس نموده كتاب حاضر رانگاشته است.در اين كتاب مشكلات‏زناشويي مورد بررسي قرار گرفته و با استفاده از قرآنشريف و احاديث‏پيغمبر و ائمه عليهم السلام و گاهي با استفاده از آمار عمومي وتجربه‏هاي‏شخصي،تذكراتي داده شده و راهنماييهاي لازم بعمل آمده است.

نگارنده مدعي نيست كه با خواندن اين كتاب تمام مشكلات‏خانوادگي حل و فصل خواهدشد.زيرا عوامل ديگري نيز بدون شك‏دخالت دارند.ليكن اميدوار است كه خواندن اين كتابو بكار بستن آن،در حل بسياري از مشكلات به خانواده‏ها كمك كند.از دانشمندانوخيرخواهان ملت انتظار مي‏رود كه ضرورت اين موضوع را دريابند و بااقدامات جدي و مؤثرخانواده‏ها را از پريشاني و بدبختي نجات دهند (به‏اميد آن روز) . در اين كتاب وظائف هر يكاز زن و مرد بطور جداگانه موردبررسي قرار گرفته و كتاب به دو بخش تقسيم شده است:بخش اول،وظيفه‏زن نسبت‏به شوهرش.بخش دوم،وظيفه مرد نسبت‏به همسرش.ليكنلازم‏است كه زن و شوهر هر دو بخش را بخوانند تا به وظائف مشترك آشناشوند و بيناييبهتري پيدا كنند.وقتي يكي از دو بخش كتاب را مي‏خوانيدممكن است‏خيال كنيد كه از يكطرف جانبداري شده و وظيفه ديگري‏مورد غفلت واقع شده است،ليكن چنين نيست،وقتيبخش ديگر رابخوانيد تصديق خواهيد كرد كه تعصبي در كار نبوده و بيطرفانه قضاوت‏شدهاست.

قم،حوزه علميه ابراهيم اميني

تير ماه 1354

هدف ازدواج

ازدواج براي انسان يك نياز طبيعي است و فوائد مهمي را در بردارد كه اهم آنها عبارت استاز:

1-نجات از سرگرداني و بي‏پناهي و تشكيل خانواده.دختر وپسري كه ازدواج نكرده‏اند بمنزلهكبوتراني بي‏آشيانه هستند،كه بوسيله‏ازدواج خانه و آشيانه و پناهگاه مي‏يابند.شريك درزندگي و مونس ومحرم راز و غمخوار و مدافع و كمك بدست مي‏آورند.

2-ارضاي غريزه جنسي،غريزه جنسي در وجود انسان غريزه‏بسيار نيرومند و ارزنده‏اي است.و بهمين جهت نياز دارد به وجود همسري‏كه در يك محيط امن و آرامش،در مواقع احتياج،ازوجودش بهره بگيردو لذت ببرد.تامين صحيح خواسته‏هاي غريزه جنسي يك نياز طبيعياست‏كه بايد اجابت‏شود و الا ممكن است پي‏آمدهاي بد رواني و جسماني واجتماعي داشتهباشد.كسانيكه از ازدواج امتناع مي‏ورزند غالبا به‏بيماريهاي رواني و جسماني مبتلا مي‏گردند.

3-توليد و تكثير نسل،بوسيله ازدواج انسان فرزند پيدا ميكند.

وجود فرزند ثمره ازدواج و باعث تحكيم بنياد خانواده و آرامش و دلگرمي‏زن و شوهر ميباشد.و بهمين جهت در قرآن و احاديث نسبت‏به ازدواج تاكيدات‏فراواني بعمل آمده است.از بابنمونه:خدا در قرآن مي‏فرمايد:و از آيات‏خدا اينست كه براي شما همسراني را آفريد تا با آنهاانس بگيريد (5) رسول‏خدا صلي الله عليه و آله فرمود:در اسلام بنائي بر پا نشده كه بهتر ازتزويج‏باشد. (6)

امير المؤمنين عليه السلام فرمود:تزويج كنيد كه سنت رسول‏خداست.پيامبر صلي الله عليهو آله مي‏فرمود:هر كسي مي‏خواهد از سنت‏من پيروي كند بايد ازدواج نمايد.بوسيله ازدواجفرزند بياوريد (و تعدادمسلمانها را زياده گردانيد) كه من در قيامت‏با كثرت شما به امتهايديگرمباهات و افتخار مي‏كنم. (7)

امام رضا عليه السلام فرمود:هيچكس فائده‏اي بدست نياورد كه‏بهتر از همسر شايسته باشد.همسري كه وقتي به او نگاه مي‏كند شادمانش‏ميگرداند و در غياب او نفس خودش و مال او رانگهداري مينمايد. (8)

مطالب مذكور آثار و منافع دنيوي و حيواني ازدواج بود،كه‏حيوانات نيز برخي از آنها را دارنداين قبيل امور را نمي‏توان هدف اصلي‏ازدواج انسان باعتبار اينكه انسان است،محسوب داشت.انسان در اين‏جهان نيامده تا مدتي بخورد و بياشامد و بخوابد و شهوتراني و لذتجوئي‏كندآنگاه بميرد و نابود شود.مقام انسان عالي‏تر از اينهاست.انسان آمده تا با علم و عمل و اخلاقنيك نفس خويش را پرورش دهد و در راه كمال وصراط مستقيم انسانيت‏سير و صعود كند تابه مقام خوب پروردگار جهان‏نائل گردد.انسان موجودي است عالي كه با تهذيب و تزكيه نفسو اجتناب‏از بديها و پرورش فضائل و مكارم اخلاق و انجام كارهاي نيك،مي‏تواندبه مقامشامخي نائل گردد كه فرشتگان بدان مقام راه ندارند.انسان‏موجودي است جاودانه و در اينجهان آمده تا با راهنمائيهاي پيامبران وبكار بستن قوانين و برنامه‏هاي دين،سعادت دنيا وآخرت خويش را تامين‏كند و در جهان آخرت،در جوار حق،در خوشي و آسايش تا ابدزندگي‏كند.

بنابراين هدف اصلي ازدواج انسان را در اين برنامه بايد جستجوكرد.هدف ازدواج يك انسانديندار بايد اين باشد كه با تعاون و همكاري‏همسرش بتواند نفس خويش را از گناهان و بديهاو اخلاق زشت تهذيب‏نمايد و با عمل صالح و اخلاق نيك پرورش دهد تا به مقام شامخانسانيت‏و تقرب به خدا نائل گردد.و همسر شايسته و خوب و موافق براي رسيدن‏به چنينهدف مهمي ضرورت دارد.

دو انسان مؤمن كه با ازدواج تشكيل خانواده ميدهند،از انس ومحبت و آرامش و كاميابيهايمشروع جنسي برخوردار ميشوند،و درنتيجه از انحراف و تمتعات غير مشروع و راه يافتن بهمراكز فساد واعتيادهاي خطرناك و ولگرديها و شب نشينيهاي خانمانسوز محفوظ و درامانخواهند بود.و بهمين جهت پيامبر اكرم و ائمه اطهار عليهم السلام‏نسبت‏به ازدواج بسيارتاكيد نموده‏اند.رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود:هر كس كه ازدواج كند نصف دينش راحفظ نموده است. (9)

امام صادق عليه السلام فرمود:دو ركعت نمازي را كه افراد متاهل‏بخوانند،از هفتاد ركعتنمازي كه افراد غير متاهل بخوانند افضل‏ميباشد. (10)

وجود همسر ديندار و موافق (چه زن چه مرد) در امكان انجام‏وظيفه و عمل به واجبات ومستحبات و ترك محرمات و مكروهات،وتخلق به اخلاق نيك و اجتناب از اخلاق زشت،نقشبسيار مهمي را ايفاميكند.اگر زن و شوهر هر دو ديندار و در طريق پرورش و تزكيهنفس‏باشند،در پيمودن اين راه دشوار نه تنها مانع نخواهند بود بلكه تعاون وتشويق خواهندداشت.مگر يك نفر مجاهد في سبيل الله بدون تاييد وتوافق همسرش مي‏تواند در ميدانجهاد خوب بجنگد و حماسه آفريني كند؟

مگر انسان،بدون توافق همسرش مي‏تواند در كسب و كار و تحصيل اموال‏همه جهات شرعيو اخلاقي را رعايت كند،حقوق واجب مالي را بپردازد،از اسراف و تبذير اجتناب نمايد،و مازادمخارج ضروري خويش را درامور خيريه انفاق كند؟

همسر ديندار و مؤمن همسرش را بخوبي و صلاح دعوت ميكند وهمسر لاابالي و بد اخلاقهمسرش را به فساد و بد اخلاقي ميكشد و ازهدف مقدس انسانيت دور ميگرداند.و بهمينجهت‏به مرد و زن سفارش‏شده كه بهنگام ازدواج موضوع ايمان و دينداري و اخلاق را شرطاساسي‏محسوب بدارند.

رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود:خداوند عز و جل فرموده‏است وقتي اراده كنم كه تمامخوبيهاي دنيا و آخرت را براي شخص‏مسلماني جمع كنم به او قلبي خاشع و زباني ذاكر وبدني كه بر بلاها صابرباشد عطا ميكنم.و همسر مؤمني به او ميدهم كه هر گاه باو نگاهكندخوشنودش سازد و در غياب،حافظ نفس خويش و مال او باشد. (11)

شخصي خدمت رسول خدا صلي الله عليه و آله عرض كرد:

همسري دارم كه بهنگام ورود به خانه باستقبالم مي‏آيد و بهنگام خروج‏بدرقه‏ام ميكند.هنگامي كه مرا اندوهناك يافت در تسليت من ميگويد:اگردرباره رزق و روزي مي‏انديشيغصه نخور كه خدا ضامن روزي است.واگر در امور آخرت مي‏انديشي خدا انديشه و اهتمام ترازياده گرداند.پس‏رسول خدا فرمود:خداي را در اين جهان عمال و كارگزاراني است و اين‏زن ازعمال خدا ميباشد.چنين همسري نصف اجر يك شهيد را خواهدداشت. (12)

امير المؤمنين عليه السلام نيز چنين هدف بزرگي را در نظر داشته‏كه درباره حضرت زهراعليها السلام فرمود:بهترين كمك است در راه‏اطاعت‏خدا.در تاريخ چنين آمده كه رسول خداصلي الله عليه و آله روزبعد از عروسي حضرت علي و حضرت زهرا براي تبريك و احوالپرسي،به منزل آنها تشريف فرما شد.از حضرت علي عليه السلام پرسيد:همسرت‏را چگونه يافتي؟گفت:زهرا را بهترين كمك براي اطاعت‏خدا يافتم.

آنگاه از حضرت زهرا پرسيد:شوهرت را چگونه يافتي؟گفت:بهترين شوهر است. (13)

امير المؤمنين عليه السلام در اين جمله كوتاه هم بانوي شايسته ونمونه اسلام را معرفينمود،هم هدف اساسي و اصلي ازدواج را بيان كرد.

كتاب: آيين همسرداری

نويسنده: آيت الله ابراهيم امينی

ناشر: انتشارات اسلامى

تاريخ نشر: تابستان 1378

پيشگفتار

بسم الله الرحمن الرحيم

هر پسر و دختري كه به سن رشد و بلوغ مي‏رسند بزرگترين‏ آرزويشان اينست كه ازدواج كنند،با تاسيس زندگي مشترك زناشويي،استقلال و آزادي بيشتري بدست آورند،يار و مونس مهربان و محرم رازي ‏داشته باشند.آغاز زندگي سعادتمندانه خويش را از زمان ازدواج حساب‏ مي‏كنند و برايش جشن مي‏گيرند. زن براي مرد آفريده شده و مرد براي زن، و مانند مغناطيسي يكديگر را جذب مي‏كنند .زناشويي و تاسيس زندگي ‏مشترك خانوادگي يك خواسته طبيعي است كه غرائزش در وجود انسانها نهاده شده است.و اين خود يكي ازنعمتهاي بزرگ الهي است.راستي به‏غير از كانون گرم خانوادگي كجا را سراغ داريد كه براي جوانان پناهگاه‏ مطمئني باشد؟علاقه به خانواده است كه جوانان را از افكار پراكنده و اضطرابهاي دروني نجات مي‏دهد.در آنجاست كه مي‏توانند يار و مونس‏با وفا و مهرباني پيداكنند كه در شدائد و گرفتاريها يار و غمگسارشان ‏باشد.پيمان مقدس زناشويي رشته‏اي است آسماني كه دلها را بهم پيوند مي‏زند،دلهاي پريشان را آرامش مي‏دهد افكار پراكنده را به يك هدف متوجه مي‏سازد.خانه،جايگاه عشق و محبت،كانون انس و مودت و بهترين آسايشگاه است.

خداوند بزرگ در قرآن مجيد از اين نعمت‏بزرگ ياد كرده‏مي‏فرمايد:

يكي از آيات خدا اينست كه از خود شما برايتان همسران آفريد تابا آنها انس بگيريد و آرامش خاطر پيدا كنيد،و در ميانتان دوستي ومهرباني افكند.و در اين موضوع براي انديشمندان آيات و نشانه‏هايي‏است. (1)

پيغمبر اسلام فرمود: مردي كه زن نداشته باشد مسكين و بيچاره ‏است،گر چه ثروتمند باشد.و زني كه شوهر نداشته باشد مسكين و بيچاره‏است گر چه ثروتمند باشد. (2)

حضرت صادق عليه السلام از مردي پرسيد:همسر داري؟عرض‏كرد:نه.فرمود:

دوست ندارم يك شب بي‏همسر بمانم گر چه مالك تمام دنيا باشم. (3)

رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود:بنائي در اسلام پايه گذاري‏نشده كه نزد خدا محبوبتر وعزيزتر از ازدواج باشد. (4)

آري خداي مهربان يك چنين نعمت گرانبهايي را به بشر عطا كرده‏است ليكن افسوس و صدافسوس كه از اين نعمت‏بزرگ قدرداني نمي‏كند و چه بسا،بواسطه ناداني و خودخواهي،همين كانون مهر و مودت‏را به صورت يك زندان تاريك بلكه جهنم سوزاني تبديل مي‏سازد.در اثرجهالت و ناداني بشر است كه محيط نوراني و با صفاي خانواده به صورت‏زندان دردناك يتبديل مي‏شود كه اعضاء خانواده ناچارند تا آخر عمر در آن‏زندان تاريك بسر برند يا پيمانمقدس زناشويي را متلاشي سازند.

آري اگر زن و شوهر به وظيفه خويش آشنا باشند و عمل كنندمحيط خانه مانند بهشت‏برينبا صفا و نوراني مي‏گردد.و اگر اختلاف وكشمكشهاي خانوادگي به ميان آمد محيط خانه بهصورت يك زندان‏حقيقي تبديل خواهد شد.

اختلافات خانوادگي علل و عوامل مختلفي دارد.از قبيل عوامل ‏اقتصادي،تربيت‏خانوادگي زنيا شوهر،محيط زندگي،دخالتهاي بيجاي‏پدر و مادر زن و شوهر يا ساير بستگان آنها.و دههاچيز ديگر.

ليكن به عقيده نگارنده،مهمترين عامل ناسازگاري و اختلافات‏داخلي،آشنا نبودن زن و شوهربه وظائف زناشويي و عدم آمادگي براي‏زندگي مشترك خانوادگي است،براي تصدي هر مقامو انجام هر كاري،تخصص و آمادگي يك شرط اساسي محسوب مي‏شود.و كسي كه‏اطلاعاتكافي و آمادگي قبلي نداشته باشد نمي‏تواند كاري را بخوبي‏انجام دهد.بهمين جهت،برايتصدي هر مقامي كلاسهاي كارآموزي‏تاسيس مي‏شود.

براي ازدواج و تاسيس زندگي مشترك خانوادگي نيز تخصص وآمادگي و اطلاعات كافي لازماست.پسر بايد از طرز تفكر همسرش وخواسته‏هاي دروني او و مشكلات زناشوئي و راه علاجآنها و آداب معاشرت اطلاعات كافي داشته باشد.بايد توجه داشته باشد كه زن گرفتن‏بهمعناي جنس خريدن يا كلفت گرفتن نيست،بلكه به معناي پيمان وفا وصداقت و محبت وهمكاري و شركت در زندگي مشترك خانوادگي است.

زن نيز بايد به طرز تفكر شوهرش و خواسته‏هاي دروني او توجه‏داشته باشد و بداند كه شوهركردن به معناي نوكر گرفتن و تامين بدون قيدو شرط خواسته‏ها و آرزوهاي دروني نيست.بلكه پيمان همكاري وتشريك مساعي است.و براي رسيدن به اين هدف مقدس،گذشتوفداكاري و همكاري و تفاهم لازم است.

با اينكه سرنوشت پسر و دختر با ازدواج روشن مي‏شود واطلاعات لازم و آمادگي اخلاقيبرايش ضروري است متاسفانه اجتماع مانسبت‏به اين موضوع حياتي غفلت دارد.

نسبت‏به جهاز و مهر و زيبائي و شخصيت پدر و مادر كاملا عنايت‏دارند.ليكن آمادگي برايزنداري و شوهرداري و تاسيس زندگي مشترك‏خانوادگي را اصلا شرط نمي‏دانند.

دختر را به خانه بخت مي‏فرستند با اينكه شوهرداري و كدبانوگري‏را نياموخته است.پسر رازن مي‏دهند با اينكه از زنداري و سرپرستي‏خانواده اطلاع ندارد.

دو نوجوان بي‏اطلاع و كم تجربه وارد زندگي نوين مي‏شوند.بدين‏جهت صدها مشكل بوجودمي‏آيد.اختلافات و ناسازگاريها و قهر ودعواها شروع مي‏شود.دخالت پدر و مادرها هم چون ازروي عقل و تدبيرنيست،نه تنها مشكلي را حل نمي‏كند بلكه اختلافات را عميق‏تر وريشه‏دارترمي‏سازد.دوران اول ازدواج يك دوران پر آشوب و بحراني است.بسياري از زندگيها در هميندوران بواسطه طلاق متلاشي مي‏گردد.

بعضي از آنها هم با حفظ ازدواج،تا آخر عمر به كشمكش و زورآزمايي‏ادامه مي‏دهند و عذابدر اين زندان اختياري را بر طلاق مقدم مي‏دارند.

بعضي از خانواده‏ها هم پس از مدتي،كوتاه يا دراز،با اخلاق و رفتاريكديگر آشنا مي‏شوند وآسايش و آرامش نسبي پيدا مي‏كنند.

اي كاش براي پسران و دختراني كه در صدد ازدواج بودندكلاسهايي به عنوان‏«آموزشازدواج‏»تاسيس مي‏شد و بعد از اينكه يك‏دوره راهنمايي مي‏ديدند و براي زندگي مشتركخانوادگي آماده مي‏شدند وبرگ صلاحيت‏برايشان صادر مي‏شد اقدام به ازدواج مي‏كردند.(به اميدآنروز انشاء اله) .

نگارنده چون بدين نياز اجتماعي توجه داشته و ضرورت آن رااحساس نموده كتاب حاضر رانگاشته است.در اين كتاب مشكلات‏زناشويي مورد بررسي قرار گرفته و با استفاده از قرآنشريف و احاديث‏پيغمبر و ائمه عليهم السلام و گاهي با استفاده از آمار عمومي وتجربه‏هاي‏شخصي،تذكراتي داده شده و راهنماييهاي لازم بعمل آمده است.

نگارنده مدعي نيست كه با خواندن اين كتاب تمام مشكلات‏خانوادگي حل و فصل خواهدشد.زيرا عوامل ديگري نيز بدون شك‏دخالت دارند.ليكن اميدوار است كه خواندن اين كتابو بكار بستن آن،در حل بسياري از مشكلات به خانواده‏ها كمك كند.از دانشمندانوخيرخواهان ملت انتظار مي‏رود كه ضرورت اين موضوع را دريابند و بااقدامات جدي و مؤثرخانواده‏ها را از پريشاني و بدبختي نجات دهند (به‏اميد آن روز) . در اين كتاب وظائف هر يكاز زن و مرد بطور جداگانه موردبررسي قرار گرفته و كتاب به دو بخش تقسيم شده است:بخش اول،وظيفه‏زن نسبت‏به شوهرش.بخش دوم،وظيفه مرد نسبت‏به همسرش.ليكنلازم‏است كه زن و شوهر هر دو بخش را بخوانند تا به وظائف مشترك آشناشوند و بيناييبهتري پيدا كنند.وقتي يكي از دو بخش كتاب را مي‏خوانيدممكن است‏خيال كنيد كه از يكطرف جانبداري شده و وظيفه ديگري‏مورد غفلت واقع شده است،ليكن چنين نيست،وقتيبخش ديگر رابخوانيد تصديق خواهيد كرد كه تعصبي در كار نبوده و بيطرفانه قضاوت‏شدهاست.

قم،حوزه علميه ابراهيم اميني

تير ماه 1354

هدف ازدواج

ازدواج براي انسان يك نياز طبيعي است و فوائد مهمي را در بردارد كه اهم آنها عبارت استاز:

1-نجات از سرگرداني و بي‏پناهي و تشكيل خانواده.دختر وپسري كه ازدواج نكرده‏اند بمنزلهكبوتراني بي‏آشيانه هستند،كه بوسيله‏ازدواج خانه و آشيانه و پناهگاه مي‏يابند.شريك درزندگي و مونس ومحرم راز و غمخوار و مدافع و كمك بدست مي‏آورند.

2-ارضاي غريزه جنسي،غريزه جنسي در وجود انسان غريزه‏بسيار نيرومند و ارزنده‏اي است.و بهمين جهت نياز دارد به وجود همسري‏كه در يك محيط امن و آرامش،در مواقع احتياج،ازوجودش بهره بگيردو لذت ببرد.تامين صحيح خواسته‏هاي غريزه جنسي يك نياز طبيعياست‏كه بايد اجابت‏شود و الا ممكن است پي‏آمدهاي بد رواني و جسماني واجتماعي داشتهباشد.كسانيكه از ازدواج امتناع مي‏ورزند غالبا به‏بيماريهاي رواني و جسماني مبتلا مي‏گردند.

3-توليد و تكثير نسل،بوسيله ازدواج انسان فرزند پيدا ميكند.

وجود فرزند ثمره ازدواج و باعث تحكيم بنياد خانواده و آرامش و دلگرمي‏زن و شوهر ميباشد.و بهمين جهت در قرآن و احاديث نسبت‏به ازدواج تاكيدات‏فراواني بعمل آمده است.از بابنمونه:خدا در قرآن مي‏فرمايد:و از آيات‏خدا اينست كه براي شما همسراني را آفريد تا با آنهاانس بگيريد (5) رسول‏خدا صلي الله عليه و آله فرمود:در اسلام بنائي بر پا نشده كه بهتر ازتزويج‏باشد. (6)

امير المؤمنين عليه السلام فرمود:تزويج كنيد كه سنت رسول‏خداست.پيامبر صلي الله عليهو آله مي‏فرمود:هر كسي مي‏خواهد از سنت‏من پيروي كند بايد ازدواج نمايد.بوسيله ازدواجفرزند بياوريد (و تعدادمسلمانها را زياده گردانيد) كه من در قيامت‏با كثرت شما به امتهايديگرمباهات و افتخار مي‏كنم. (7)

امام رضا عليه السلام فرمود:هيچكس فائده‏اي بدست نياورد كه‏بهتر از همسر شايسته باشد.همسري كه وقتي به او نگاه مي‏كند شادمانش‏ميگرداند و در غياب او نفس خودش و مال او رانگهداري مينمايد. (8)

مطالب مذكور آثار و منافع دنيوي و حيواني ازدواج بود،كه‏حيوانات نيز برخي از آنها را دارنداين قبيل امور را نمي‏توان هدف اصلي‏ازدواج انسان باعتبار اينكه انسان است،محسوب داشت.انسان در اين‏جهان نيامده تا مدتي بخورد و بياشامد و بخوابد و شهوتراني و لذتجوئي‏كندآنگاه بميرد و نابود شود.مقام انسان عالي‏تر از اينهاست.انسان آمده تا با علم و عمل و اخلاقنيك نفس خويش را پرورش دهد و در راه كمال وصراط مستقيم انسانيت‏سير و صعود كند تابه مقام خوب پروردگار جهان‏نائل گردد.انسان موجودي است عالي كه با تهذيب و تزكيه نفسو اجتناب‏از بديها و پرورش فضائل و مكارم اخلاق و انجام كارهاي نيك،مي‏تواندبه مقامشامخي نائل گردد كه فرشتگان بدان مقام راه ندارند.انسان‏موجودي است جاودانه و در اينجهان آمده تا با راهنمائيهاي پيامبران وبكار بستن قوانين و برنامه‏هاي دين،سعادت دنيا وآخرت خويش را تامين‏كند و در جهان آخرت،در جوار حق،در خوشي و آسايش تا ابدزندگي‏كند.

بنابراين هدف اصلي ازدواج انسان را در اين برنامه بايد جستجوكرد.هدف ازدواج يك انسانديندار بايد اين باشد كه با تعاون و همكاري‏همسرش بتواند نفس خويش را از گناهان و بديهاو اخلاق زشت تهذيب‏نمايد و با عمل صالح و اخلاق نيك پرورش دهد تا به مقام شامخانسانيت‏و تقرب به خدا نائل گردد.و همسر شايسته و خوب و موافق براي رسيدن‏به چنينهدف مهمي ضرورت دارد.

دو انسان مؤمن كه با ازدواج تشكيل خانواده ميدهند،از انس ومحبت و آرامش و كاميابيهايمشروع جنسي برخوردار ميشوند،و درنتيجه از انحراف و تمتعات غير مشروع و راه يافتن بهمراكز فساد واعتيادهاي خطرناك و ولگرديها و شب نشينيهاي خانمانسوز محفوظ و درامانخواهند بود.و بهمين جهت پيامبر اكرم و ائمه اطهار عليهم السلام‏نسبت‏به ازدواج بسيارتاكيد نموده‏اند.رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود:هر كس كه ازدواج كند نصف دينش راحفظ نموده است. (9)

امام صادق عليه السلام فرمود:دو ركعت نمازي را كه افراد متاهل‏بخوانند،از هفتاد ركعتنمازي كه افراد غير متاهل بخوانند افضل‏ميباشد. (10)

وجود همسر ديندار و موافق (چه زن چه مرد) در امكان انجام‏وظيفه و عمل به واجبات ومستحبات و ترك محرمات و مكروهات،وتخلق به اخلاق نيك و اجتناب از اخلاق زشت،نقشبسيار مهمي را ايفاميكند.اگر زن و شوهر هر دو ديندار و در طريق پرورش و تزكيهنفس‏باشند،در پيمودن اين راه دشوار نه تنها مانع نخواهند بود بلكه تعاون وتشويق خواهندداشت.مگر يك نفر مجاهد في سبيل الله بدون تاييد وتوافق همسرش مي‏تواند در ميدانجهاد خوب بجنگد و حماسه آفريني كند؟

مگر انسان،بدون توافق همسرش مي‏تواند در كسب و كار و تحصيل اموال‏همه جهات شرعيو اخلاقي را رعايت كند،حقوق واجب مالي را بپردازد،از اسراف و تبذير اجتناب نمايد،و مازادمخارج ضروري خويش را درامور خيريه انفاق كند؟

همسر ديندار و مؤمن همسرش را بخوبي و صلاح دعوت ميكند وهمسر لاابالي و بد اخلاقهمسرش را به فساد و بد اخلاقي ميكشد و ازهدف مقدس انسانيت دور ميگرداند.و بهمينجهت‏به مرد و زن سفارش‏شده كه بهنگام ازدواج موضوع ايمان و دينداري و اخلاق را شرطاساسي‏محسوب بدارند.

رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود:خداوند عز و جل فرموده‏است وقتي اراده كنم كه تمامخوبيهاي دنيا و آخرت را براي شخص‏مسلماني جمع كنم به او قلبي خاشع و زباني ذاكر وبدني كه بر بلاها صابرباشد عطا ميكنم.و همسر مؤمني به او ميدهم كه هر گاه باو نگاهكندخوشنودش سازد و در غياب،حافظ نفس خويش و مال او باشد. (11)

شخصي خدمت رسول خدا صلي الله عليه و آله عرض كرد:

همسري دارم كه بهنگام ورود به خانه باستقبالم مي‏آيد و بهنگام خروج‏بدرقه‏ام ميكند.هنگامي كه مرا اندوهناك يافت در تسليت من ميگويد:اگردرباره رزق و روزي مي‏انديشيغصه نخور كه خدا ضامن روزي است.واگر در امور آخرت مي‏انديشي خدا انديشه و اهتمام ترازياده گرداند.پس‏رسول خدا فرمود:خداي را در اين جهان عمال و كارگزاراني است و اين‏زن ازعمال خدا ميباشد.چنين همسري نصف اجر يك شهيد را خواهدداشت. (12)

امير المؤمنين عليه السلام نيز چنين هدف بزرگي را در نظر داشته‏كه درباره حضرت زهراعليها السلام فرمود:بهترين كمك است در راه‏اطاعت‏خدا.در تاريخ چنين آمده كه رسول خداصلي الله عليه و آله روزبعد از عروسي حضرت علي و حضرت زهرا براي تبريك و احوالپرسي،به منزل آنها تشريف فرما شد.از حضرت علي عليه السلام پرسيد:همسرت‏را چگونه يافتي؟گفت:زهرا را بهترين كمك براي اطاعت‏خدا يافتم.

آنگاه از حضرت زهرا پرسيد:شوهرت را چگونه يافتي؟گفت:بهترين شوهر است. (13)

امير المؤمنين عليه السلام در اين جمله كوتاه هم بانوي شايسته ونمونه اسلام را معرفينمود،هم هدف اساسي و اصلي ازدواج را بيان كرد.

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 3

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 32
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    آرشیو
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه